رویا

چشمهایم باز بود. یک صفحه صاف بود. مثل پنجره. یک خط مورب وسطش. زیر خط سیاه و بالایش سفید. انگار که شیروانی باشد. شب باشد. انگار که برف ببارد. چشمهایم را بستم. یک صفحه سیاه بود. انگار که یک تخته سیاه. نگاهش که میکردم یک نور زرد از پایین تخته خودش را بالا میکشید و تمام تخته را پر میکرد. چشمهایم را که باز میکردم یه صفحه صاف بود و یک خط مورب که سیاهی را از سفیدی جدا کرده بود. چشمهایم را که میبستم نور زرد از تخته هم بیرون میزد. چشمهایم را که باز میکردم سیاهی شروع میکرد به لرزیدن. چشمهایم را که میبستم نور زرد قوی تر و پر رنگ تر میشد. چشمهایم را که باز میکردم سیاهی کمرنگ تر میشد. چشمهایم را که میبستم نور زرد دور بدنم میچرخید. چشمهایم را که باز میکردم خط مورب در حال افتادن بود. چشمهایم را که میبستم طاقت مقاومت در برابر نور زرد را نداشتم. چشمهایم را که باز میکردم خط مورب طاقت آن همه روشنایی را نداشت. چشمهایم را که بستم نور زرد همه ی وجودم را گرفته بود. چشمهایم را که باز کردم سفیدی تمام صفحه را پر کرده بود.

سوزش کف دستم دیگه امان فکر کردن به آن همه سیاهی و سفیدی و زردی را به من نداد. حالا فقط ناخن هایی بودند که از شدت فشار کف دستم را زخم کرده بودند.

 

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهيل

زيبا بانو. زيبا.

سمانه

عزيزم[ماچ]

همایون

سلام حالا حالتون چطوره ؟ دستتون بهتره ؟

همایون

هميشه ميگن سکوت علامت رضاست خب خدارو شکر که حالتون بهتره [نیشخند]

آفتاب خاموش

سلام حالا بالاخره این نورای زرد و سیاه و سفید چی بودن؟[سوال] یه راهنمایی کنید اولشو بگید حد اقل[ابرو] شوخی کردم موفق باشید التماس دعا...

همایون

توجه توجه توجه با توجه به گرانی شدید تنقلات مرسوم عید مانند پسته و بادام با قیمت 40 تا 50 هزار تومان ، جمعی از ایرانیان پایبند به اصول انسان دوستی ، تصمیم گرفته اند برای حفظ آبروی خانواده های کم در آمد و مبارزه با گران فروشی سال نو را بدون خرید و مصرف آجیل جشن بگیرند. اگر شما هم موافقید ، به دوستان ارسال نمایید.

همایون

سلام سمیرا سال نو بر شما مبارک امیدوارم سال جدید سرشار از اتفاقات خوب و شیرین و بیاد ماندنی براتون باشه. [گل][لبخند][گل] [گل]