برای امروز، فردا و همیشه‌ام

زندگی

دلم که از زندگی میگیرد، یاد همه ی خاطره های نداشته ام میفتم. دلم را به همه ی حرفهایی که نشنیده ام خوش میکنم. همه ی جاهایی که ندیده ام را در ذهنم مرور میکنم. یاد آدمهایی که نمیشناسم، می افتم.

درست همان زمانی که از همه ی آدمهای زندگیم خسته میشوم.

به یادم می آورم که هنوز چقدر کارهای مختلفی هست که باید انجام بدهم. چقدر راه مانده که باید بروم. چقدر راههای مختلفی هست که میتوانم بروم. چقدر آدمهای مختلفی هستند که میتوانم ببینم، چقدر عقیده های مختلفی هست که نمیشناسم، چقدر ایده های جدید هست که باید پیدا کنم.

باید بروم، باید ببینم، باید بشنوم، باید بشناسم، باید زندگی کنم!

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٥
comment نظرات ()