برای امروز، فردا و همیشه‌ام

Dance me to the end of love

...

خیلی دور ،

مثل احساسی که خوب نمی شناسیش .

مثل خاطره ای  که نمی دانی یادآوریش برات لذت بخشه یا نه.

تنها چیزی که ازش می دونی اینه که بدنت را می لرزونه.

یه موسیقی ، یه آهنگ ، یه صدا ...

................

غزال !

برگردوندم به عقب.

 به گذشته ای که حتی خودم هم نمی دانم حقیقت داشته یا اینکه فقط توی ذهن من ساخته شده.

بدنم را لرزوند.

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢۱
comment نظرات ()