برای امروز، فردا و همیشه‌ام

زن، مرد، برابری

خیلی وقت است که میخواهم در مورد یک موضوعی بنویسم ولی هر بار به خودم می گویم الان نه سمیرا. الان ناراحتی، عصبانی ای یا هرچیز دیگری. ولی هرچقدر که می گذرد بیشتر مطمئن میشوم که فکرم درست هست. انگار این عصبانیت من سالیان سال ریشه دارد و روز به روز بیشتر میشود. عصبانیتم از جایگاهی است که به عنوان یک زن در جامعه دارم. عصبانیتم از مردهای به ظاهر روشنفکری است که هنوز بر افکار پوسیده ی اجدادشان غلبه نکردند. از زنهایی که هنوز ارزش خودشان را نمی دانند. و بیشتر از اینها از مادرهایی که این طرز فکرها را به فرزندانشان انتقال میدهند. انگار جامعه ی الان ما هنوز هم سنگ جامعه ی قرن هجده انگلستان است. هنوز برای محیط های کاری زن یک نیروی کار ارزان است. برای خانواده یک موجود فداکار از خود گذشته ی کم توقع. همه جا زن را یک موجود رام و سر به زیر می خواهند. کسی که هیچ وقت شکایتی نکند، هیچ وقت اعتراضی نداشته باشد، هیچ وقت خواسته ای نداشته باشد و همیشه به ظاهر یک عروسک زیبا و خندان باشد و در عمل معذرت میخواهم، خیلی معذرت می خواهم، مثل خر کار کند.

عصبانیتم نمیگذارد جمله هایم را درست مرتب کنم ولی خواهش می کنم بیایید کمی فکر کنیم و به خودمان بیاییم. دخترها ارزش ما این نیست که برای ورود به دانشگاه سهمیه بیشتر از پسرها داشته باشیم و بعد از فارغ التحصیلی کار برایمان پیدا نشود. لیاقتمان این نیست که کاری که به پسرهای دیپلمه میدهند را ما بدهند. لیاقت ما این نیست که هم پای پسرها کار کنیم و نصف آنها حقوق بگیریم. لیاقتمان این نیست که در محیط کار، کنار مردهایی که از نظر علمی و کاری هم پایه امان هستند، به خاطر زن بودن کمتر دیده بشویم. لیاقت ما این نیست که از صبح تا شب بیرون از خانه پا به پای مردها کار کنیم و عصر که خانه می آییم یک کوه از کارهای خانه روی سرمان خراب بشود.

اگر بخشیش به دولت ربط دارد، بخش بزرگتریش به خودمان ربط دارد. به خودمان ربط دارد که در جایگاه زن و شریک عاطفی خودمان را صبور و کم توقع نشان میدهیم. وقتی مردی را دوست داریم، که شاید واقعا بالاتر از ماهم نباشد، برای اینکه همیشه خودمان را مسئول گرم کردن رابطه میدانیم، در احساسمان اغراق میکنیم. آن مرد را بالاتر از آن چیزی که هست می بریم و خودمان را پایین تر می آوریم. با همه ی حرفها و کارهایمان این حس را در مرد به وجود می آوریم که تو می توانی هر حرفی به من بزنی، هر بی توجهی ای بکنی یا حتی گاهی توهین. من تحمل می کنم چون زن هستم. بهت پشت نمیکنم چون خوب هستم. من یک زن خوب هستم پس هیچ وقت ناراحت نخواهم شد و سریع می بخشم. ولی تو مرد هستی و غرور داری. باز هم من که زن خوبی هستم سعی میکنم هیچ وقت کاری نکنم که غرور تو بشکند. ولی واقعا احساس من چی؟ هیچ وقت به مردتان گفتید اگر تو مرد هستی و غرور داری من هم زن هستم و احساس دارم. هیچ وقت گفتید من زودتر از تو ناراحت می شوم و زودتر از تو می شکنم؟ هیچ وقت خواستید که زمانی که شما مواظب غرورش هستید او هم مواظب احساس شما باشد؟

نمی خواهم تند بروم ولی هیچ وقت فکر کردید که لیاقت شما یک مرد خوش تیپ خوش قیافه تحصیل کرده پولدار موقعیت دار نیست؟ برابری این است! اگر من هرکدام از اینها را بخواهم خودم میروم دنبالش. تواناییهایم از مردها کمتر نیست که نتوانم به اینها دست پیدا کنم. اگر مردی بخواهم، کسی را نمی خواهم که فقط یک عکس زیبا برای نشان دادن به دیگران باشد و در خلوت با عصبانی شدن و بد صحبت کردنش هر روز دلم را بشکند. هیچ وقت فکر کردید لیاقت شما بودن با مردیست که ارزشت را بداند. دست کمت نگیرد. مردی که بداند همانقدر که از یک رابطه دریافت می کند، همانقدر هم باید در یک رابطه ببخشد. مردی که شما را آخر برنامه ی کار و تفریح و دوستان و ... نگذارد و فقط وقتهایی که بیکار بود سراغت نیاید. ارزش تو این نیست که تمام روز چشم به راه یک مرد باشی و وقتی آمد تنها جوابش برایت سردی باشد. هیچ وقت فکر کردی لیاقت تو مردی است که توی برنامه ی روزانه اش کنار کارهای دیگرش یک جای ثابت هم برای تو بگذارد و به هیچ وجه ازش نگذرد؟ مردی که از نظر احساسی حمایتت کند و پشتت باشد تا تو هم بتوانی با خیال راحت توی جامعه حضور داشته باشی و فعالیت کنی. مردی که بداند گاهی فقط باید برایت گوش باشد و با صبوری به حرفهایت گوش بدهد تا آرام شوی. مردی که بداند و درک کند که گاهی به دنبال ضعیف شدن بدنت، اعصابت هم ضعیف میشود. مردی که گاه به گاه بهانه گیر شدنت را درک کند و فقط چند روز در ماه او صبورتر و مهربانتر باشد.

میبینی؟ هنوز راه زیادی داریم تا به خواسته هایمان برسیم.

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱
comment نظرات ()