برای امروز، فردا و همیشه‌ام

I like it

برای به دست آوردنت، ذره ای عشوه گری نکردم. برای نگه داشتنت، سرانگشتی اطوار نخواهم ریخت. که اینها همه حیله های زنانه است و من از فریب، به هر نوعش، متنفرم.

سعی می کنم در برابر تو از آنچه که هستم هم قوی تر باشم.

 می خواهم مطمئن باشم اگر خواستنی هست، حقیقی است و اگر ماندنی هست، همیشگی است.

اگر زمانی احساس کنم که قرار بر رفتن است، خودم مقدمات رفتنت را فراهم می کنم.

........................

وقتی نمی توانی مسواکت را از بین مسواکهای دیگر توی جامسواکی تشخیص بدهی، مجبوری صبر کنی تا همه مسواک بزنند و بعد مسواکی که خشک مانده را برداری.

.......................

گاهی با کم صبری و بی طاقتی و حماقت یک لحظه امان را خراب می کنیم، گاهی یک روز، گاهی یک سال و گاهی یک عمر. چه خوب است که وقتی برای فکر کردن بگذاریم و رفتار خودمان را بررسی کنیم.

.......................

چند ماه پیش شوهر عمه ام را برای سه روز دزدیده بودند و به حد مرگ کتکش زده بودند. گفته بودند یک نفر به ما دویست میلیون داده که بکشیمت. صدمیلیون ازش پول گرفته بودند و بعد تو صندوق عقب ماشینش گذاشته بودند و ولش کرده بودند توی جاده.

امروز که مامان گفت دزدها را گرفتند خیلی خوشحال شدم. ( دزد یا آدم ربا؟)

بیچاره آنقدر ترسیده بود که می گفت خیلی آدمهای خوبی بودند که نکشتنم. قرار بود دویست میلیون بهشان بدم که نشد و به صد میلیون راضی شدند.

......................

از خیر قالب قشنگ ممولم گذشتم و یک قالب جدید گذاشتم رویش. این طوری حداقل دیگر باز می شود.

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
comment نظرات ()