برای امروز، فردا و همیشه‌ام

ب ی ق ر ا ر

انگار همه ی آدمهای بیقرار را، قراری جز مرگ نیست.

آدمهایی که این دنیای کوچک خاکی برای یک نفسشان هم تنگی می کند.

و عجیب اینکه دیگرانی که نمی شناسندشان و نمی شناسندشان این رحیل را اشک میریزند. گویی که جدایی از خاک کثیف زشتشان فاجعه ایست و نه انگار که آرامش در ذره ذره وجودشان جاری گشته.

گاهی چند قطره اشک جا مانده، جای دیگر راه خودش را پیدا می کند و جاری میشود.

فکر می کنند که چه خوشبختند که این دنیای پست زمینی را سفت چسبیده و چه زنده که از زشتی روزگار باخبر.

فکر می کند که چه بی قدرند که این دنیای پست زمینی را سفت چسبیده و چه مرده که ازبلندای آسمان بی خبر.

معصومیت اشک را حسرت میبرم که چه بی ریا راه رهایی را پیش می گیرد.

انگار قراری جز مرگ بر بی قراری ام نیست.

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٦
comment نظرات ()