برای امروز، فردا و همیشه‌ام

و این همان گاه است...

گاهی احساس می کنم باید روی خودم کنترل شدیدی داشته باشم. گاهی ساعتها می نشینم و فکر می کنم و نتیجه ی فکرهایم قانون های متفاوتی می شود که که برای سمیرای بیچاره می چینم. که دختر حواست باشد این کار را نباید بکنی و آن کار را باید و این حرف را نباید زد و آن حرف را باید و هزار و یک باید نباید دیگر. همیشه سعی می کنم طبق این مقررات عمل کنم. ولی گاهی و اکثر گاهها و درست گاههایی که نباید، از این قانونها خسته می شوم و کاری که نباید را می کنم.

گاهی احساس می کنم نمی خواهم از هیچ قانون خاصی پیروی کنم. گاهی احساس می کنم باید همان حرفی را بزنم که می خواهم و همان کاری را بکنم که دوست دارم.

گاهی احساس می کنم داشتن حس های متفاوت حق من است. گاهی بی خیال بودن، گاهی شاد بودن، گاهی غمگین، گاهی خسته، گاهی پرانرژی و حتی گاهی مضطرب...

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٧
comment نظرات ()