برای امروز، فردا و همیشه‌ام

و اين همه هيچ!

دیروز باورم نمیشد چی دیدم. وقتی آمدم خونه برای اینکه مطمئن بشم از مامان پرسیدم که آیا

همایون ۲۰۶ سفید خریده؟ مامان هم تائید کرد. ولی شک هم کرد. دیگه تا شب هی راه میرفت

و می پرسید که چطور مگه؟ آخرش مجبور شدم بگم. آخه طوری هم نبود که بگم خواهرش بوده یا

دختر خالش یا فامیل و آشنایی. از قبل از آمدنش و ... حواسم به دختره بود. مامان هم ناراحت شد.

گفتم بیچاره افسانه. خیلی ناراحت شدم. ولی مامان نظر دیگه ای داشت. مامان گفت زن اگر زن

باشه ، مرد اصلا دلش نمی خواد که از خونه بیرون بره.

.............................

یادمه اول دبیرستان که بودم از دبیر زبانمون پرسیدم که ترسو به انگلیسی چی میشه. اون هم یه

کمی فکر کرد و گفت فکر نمی کنم لغتی براش داشته باشن.  به نظرم عجیب اومد. آخه بالاخره اونا

هم وقتی به یه آدم ترسو میرسن یه چیزی میگن دیگه!

همون موقع خودم گشتم و لغت timid را پیدا کردم. بعدها فهمیدم که pusilanimous هم معنی ترسو را

میده. و امروز هم یه لغت جدید با همین معنی پیدا کردم: craven

............................

داشتم برای بابا تعریف می کردم که درس ترجمه انفرادی را سه تا کلاس با دو تا استاد ارائه دادند.

استادی که دو تا کلاس داره به بچه هاش گفته ۲۵ تا ۳۰ صفحه باید ترجمه کنید. ولی اون یکی استاد

که استاد ما است گفته که باید ۷۰ تا ۱۰۰ صفحه ترجمه کنیم.

بابا نذاشت حرفم تمام بشه . گفت باباجون تو هم وای نمی ایستی و حرف زور بشنوی.

بابا نفهمید که هدف من از تعریف کردن این نبوده که بگم بابا ! بیا حق منو بگیر. یا اینکه حتی بخوام

بگم که بهم زور گفتن. من فقط خواستم که تعریف کرده باشم!

ISP2007070

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱۳
comment نظرات ()