برای امروز، فردا و همیشه‌ام

On frappe

 ?Qui est la _

!Personne _

.C'est simplement mon coeur qui bat . A cause de toi_

,maise dehors

,la petit main de bronze sur la porte de bois

,ne bouge pas

,ne remue pas

.ne remue pas seulement le petit bout du doight

PDP0321562

...

با اينکه از دست مامان ناراحتم و تصميم گرفتم يه جورايی باهاش حرف نزنم تا

بفهمه ولی ديگه نمی شد ساکت ماند.خيالش را راحت کردم. بهش گفتم که حق

نداره هيچ کس را توی خونه راه بده. نه اين پسره و نه هيچ کس ديگه را.

من اصلا از ازدواج سنتی خوشم نمياد. اينکه بخوام بشينم تو خونه و آدما يکی يکی

بيان و ببينن و قيمت تعيين کنن و برن. واحتمالا منم هميشه بايد لپام گلی باشه.

وقتش که بشه خودم دست همسر آينده ام را می گيرم و بهشون معرفيش می

کنم.

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/٢
comment نظرات ()