برای امروز، فردا و همیشه‌ام

زندگی
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٥  کلمات کلیدی: زندگی ، آینده ، و همچنان زندگی

دلم که از زندگی میگیرد، یاد همه ی خاطره های نداشته ام میفتم. دلم را به همه ی حرفهایی که نشنیده ام خوش میکنم. همه ی جاهایی که ندیده ام را در ذهنم مرور میکنم. یاد آدمهایی که نمیشناسم، می افتم.

درست همان زمانی که از همه ی آدمهای زندگیم خسته میشوم.

به یادم می آورم که هنوز چقدر کارهای مختلفی هست که باید انجام بدهم. چقدر راه مانده که باید بروم. چقدر راههای مختلفی هست که میتوانم بروم. چقدر آدمهای مختلفی هستند که میتوانم ببینم، چقدر عقیده های مختلفی هست که نمیشناسم، چقدر ایده های جدید هست که باید پیدا کنم.

باید بروم، باید ببینم، باید بشنوم، باید بشناسم، باید زندگی کنم!


 
New season
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٢  کلمات کلیدی: زندگی ، عاشقانه ، و همچنان زندگی

بر خلاف بی قراری این روزهایم، همین روزها دارند خیلی زود می گذرند. بر خلاف اینکه دوست دارم زودتر روز مصاحبه ام برسد، ناراحتم از اینکه برای آماده کردن خودم وقت کمی مانده است. با وجود اینکه نمی دانم نتیجه قرار است چی بشود، مصمم هستم که همه ی انرژی ام را بگذارم. که همه ی انرژیم را گذاشته ام.

...

یادم نمی آید چه سالی، سالها را نمیشمارم، یک روزی سر ظهر وقتی داشتم از یک خیابان خیلی بزرگ رد میشدم، نوشتم که این روزها میگذرند. یک روز که خیلی از امروز گذشته است، که شاید دیگه خیلی چیزها یادمان نباشد، یک روزی که هر دو آنقدر که دوست داریم موفق شده ایم، به یاد هم می افتیم. به یاد هم خواهیم افتاد. یک روزی آنقدر که دوست داریم، موفق خواهیم بود.

...

سال جدید هم آمد. سال قبل هم گذشت. سالی که برای من بد نبود. سالی که درهای جدیدی به زندگیم باز شد. فکر های جدید به سرم آمد. آرزوهای جدیدی پیدا کردم. این سال را هم خوب میسازم. آرزوهایم را عملی میکنم و آرزوهای جدیدتری به جایشان می نشانم. سال خوبی خواهیم داشت.

...

باز یه بغضی گلومو گرفته
باز همون حس درد جدایی
من امروز کجامو
تو امروز کجایی
.
.
.