برای امروز، فردا و همیشه‌ام

قاصد
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٦  کلمات کلیدی: زندگی ، نفس ، قاصد ، و همچنان زندگی

حتی اگر به چشمهایم شک کنم، سنگینی سینه ام میگوید که نزدیک است.

دارد هوای من را نفس می کشد...


 
نفرینی تقدیر
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٢  کلمات کلیدی: زندگی ، درد ، و همچنان زندگی

از دردهایت هیچ نگو.

آنها شگردشان همین است. بازیت میدهند تا درگیر نگهت دارند.

و ساده حرف زدن تو فقط برایشان پیغام پیروزی است.

حتی اگر به سختی، لبهایت را بدوز و فقط منتظر بمان که کسی که در نهایت بازی میخورد خودشان هستند.


 
Last half-hearted steps
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٧  کلمات کلیدی: زندگی ، آینده ، و همچنان زندگی

انگار رسم زندگیست که همیشه با آخرین قدم ها اشک بریزیم. یا رسم زندگی من اینست که همیشه با آخرین قدم هایم اشک بریزم.

مدارکم را ریختم جلوی رویم و به سه ماه دویدنم نگاه میکنم. به راهی که نمیشناسمش و زندگی ای که نمیدانم قرار است چگونه باشد. به همه ی چیزهایی که دارم و شاید قرار باشد دیگر نداشته باشمشان.

قوی باش سمیرا؛

تو دل بریدن را قبلا تمرین کردی...


 
کیمیاگر
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٤  کلمات کلیدی: زندگی ، موفقیت ، شکست ، و همچنان زندگی

هیچ وقت سعی نکردم خودم را آدم دردمندی نشان بدهم. که بخواهم تو بوق و کرنا کنم که هی نگاه کنید من همانی هستم که فلان جا ضربه خوردم، فلان جا شکستم، فلان جا نابود شدم... هیچ وقت سعی نکردم تو گذشته بمانم و از قصه های گذشتم برای دیگران افسانه بسازم که هی فلان موقع فلان اتفاق افتاد و فلان آدم فلان کار را کرد و  فلان درد به دلم نشست...

همیشه به خودم گفتم کلیت زندگی همه ی آدمها مثل هم هست. همه درد میکشند، همه غصه میخورند، همه دل شکسته میشوند، همه گاهی میبازند و ... مهم این است که چطور از این مراحل عبور کنی. و این چیزی است که من به لطف پدرم همیشه خوب بلدش بودم.همیشه باور داشتم آن کسی که مدام از شکست هایش میگوید، خودش را بازنده قبول کرده. ولی برای من هیچ وقت این طور نبوده. اگر نشستی که ببینی آخر قصه ی من چه میشود، مطمئن باش جز خوبی نمی تواند باشد. گفته بودم که من کیمیاگرم...